بازگشت

exceptional

ex·cep·tion·al/ɪkˈsɛpʃənəl/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more exceptionalsuperlative (عالی): most exceptional
استثناییبی‌نظیر

بسیار خوب یا برجسته در کیفیت یا توانایی.

Unusually good or outstanding in quality or ability.

«او استعداد استثنایی در موسیقی دارد.»

She has exceptional talent in music.

«نتایج امسال بی‌نظیر بودند.»

The results were exceptional this year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extraordinaryفوق‌العاده

رسمی. بسیار نزدیک به معنی استثنایی؛ بر نادر بودن و برتری تاکید دارد.

Formal. Very close in meaning; emphasizes rarity and excellence.

remarkableقابل توجه

رایج. چیزی که به خاطر برجسته بودن ارزش توجه دارد.

Common. Signifies something worthy of attention because it stands out.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000