exhaustible

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ex·haus·ti·ble/ɪɡˈzɔː.stə.bəl/
ex-outhaustdraw, drain-ibleable to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more exhaustiblesuperlative (عالی): most exhaustible

صفت — قابل مصرف

قابل مصرفتمام‌شدنی

قابل استفاده تا حد تمام شدن یا تمام شدنی.

Capable of being used up or depleted completely.

«سوخت‌های فسیلی منابع قابل استفاده تا تمام شدن هستند.»

Fossil fuels are exhaustible resources.

«ذخیره نفت تمام‌شدنی است و باید صرفه‌جویی شود.»

The oil supply is exhaustible and must be conserved.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000