experience problems

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ex·pe·ri·ence prob·lems/ɪkˈspɪriəns ˈprɑbləmz/
phrase (عبارت)common

عبارت — دچار مشکل شدن

دچار مشکل شدنمشکل پیدا کردن

در یک موقعیت یا سامانه دچار مشکل شدن.

to have troubles or faults in a situation or system

«کاربران پس از به‌روزرسانی دچار مشکل شدند.»

Users experienced problems after the update.

«خودرو در هوای سرد مشکل پیدا کرد.»

The car experienced problems in cold weather.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000