بازگشت

extremism

ex·trem·ism/ɪkˈstrɪmɪzəm/
ex-out of, beyondtremeextreme, utmost-ismdoctrine, practice, system
noun (اسم)formal
افراط‌گراییتندروی

باوری که به ایده‌هایی بسیار شدید و دور از نظر عموم مردم اشاره دارد.

The belief in and support for ideas that are far from what most people consider acceptable or reasonable.

«دولت تمام اشکال افراط‌گرایی را محکوم کرد.»

The government condemned all forms of extremism.

«افراط‌گرایی اغلب به درگیری‌های اجتماعی منجر می‌شود.»

Extremism often leads to social conflicts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
radicalismرادیکالیسم

رسمی. معمولاً برای توصیف جنبش‌های سیاسی یا اجتماعی با خواسته‌های بنیادین به کار می‌رود؛ تاحدی جایگزین افراط‌گرایی است ولی کمتر به خشونت اشاره دارد؛ مثلاً 'ایده‌های رادیکال' در مقابل 'اعمال افراطی'.

Formal. Often used to describe political or social movements pushing fundamental changes; partially interchangeable with extremism but can be less violent; e.g. 'radical ideas' vs 'extremist acts'.

fanaticismتعصب

رسمی/غیررسمی. تأکید بر تعصب وسواسی و بدون نقد دارد؛ در برخی موارد با افراط‌گرایی هم‌پوشانی دارد اما معمولاً بار احساسی بیشتری دارد؛ مثلاً 'تعصب مذهبی'.

Formal/informal. Emphasizes obsessive, uncritical zeal; overlaps with extremism in some contexts but often more emotional; e.g. 'religious fanaticism'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000