بازگشت

fabricate

fab·ri·cate/ˈfæbrɪˌkeɪt/
verb (فعل)formal
past (گذشته): fabricatedpast participle (مفعولی): fabricated-ing (حال): fabricating3rd (سوم): fabricates
جعلی ساختنساختن واقعیت نادرست

ساختن یا جعل اطلاعات یا داستان‌های نادرست و ساختگی.

To invent or make up false information or stories.

«او مدارک را جعل کرد تا دادگاه را گمراه کند.»

He fabricated the evidence to mislead the court.

«داستان‌های دروغ درباره دیگران نساز.»

Don't fabricate stories about other people.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inventاختراع کردن

رسمی. معمولاً مثبت و به معنی خلق چیزها یا ایده‌های جدید است. هنگام دروغ گفتن جایگزین نیست.

Formal. Often positive, meaning to create new things or ideas. Not interchangeable when meaning lying.

forgeجعل کردن

رسمی. مخصوص جعل مدارک یا امضا، مشابه fabricate در زمینه فریب است.

Formal. Specifically means to fake documents or signatures, used similarly to 'fabricate' in deceit contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000