بازگشت

verify

ver·i·fy/ˈvɛrɪfaɪ/
veri-truth, true-fyto make or cause
verb (فعل)common
تأیید کردنوثیق کردنمطمئن شدن

بررسی و اطمینان از صحت یا درستی چیزی.

To check or confirm that something is true, accurate, or valid.

«لطفاً حساب خود را از طریق ایمیل تأیید کنید.»

Please verify your account by email.

«دانشمند نتایج آزمایش را بررسی و تأیید کرد.»

The scientist verified the results of the experiment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confirmتأیید کردن

رایج. وقتی تأکید بر تاکید صحت یا حقایق است جایگزین verify می‌شود؛ 'confirm a reservation' صحیح است اما در 'verify a calculation' که به بررسی دقت اشاره دارد، کاربرد ندارد.

Common. Can replace 'verify' when emphasizing affirmation of truth or facts; 'confirm a reservation' works, but not 'verify a calculation' which implies checking accuracy.

validateاعتبارسنجی کردن

رسمی/فنی. معمول در زمینه‌های حقوقی یا فنی برای تأیید درستی یا مطابقت است؛ در زبان روزمره کمتر به کار می‌رود.

Formal/technical. Often used in legal or technical contexts to mean verifying correctness or compliance; less common in everyday use.

checkبررسی کردن

روزمره. کلی‌تر و غیررسمی‌تر است، گاهی جایگزین verify می‌شود وقتی منظور بررسی ساده است، اما در متون رسمی استفاده نمی‌شود.

Everyday. More general and informal, can sometimes replace 'verify' when referring to simple examination, but not in formal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000