face value

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

face val·ue/feɪs ˈvælju/
noun (اسم)commonplural (جمع): face values

اسم — ارزش اسمی

ارزش اسمیظاهر حرف

معنای ظاهری یا ارزش درج‌شده چیزی.

The apparent meaning or stated value of something.

«ادعایش را بی‌چون‌وچرا نپذیر.»

Don't take his claim at face value.

«ارزش اسمی اسکناس ده دلار است.»

The note has a face value of ten dollars.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000