fair game

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɛr ɡeɪm/
phrase (عبارت)common

عبارت — هدف مجاز

هدف مجازسوژه قابل نقد

فرد یا چیزی که هدف قرار دادن، نقد کردن یا دنبال کردنش مجاز دانسته می‌شود.

A person or thing considered acceptable to target, criticize, or pursue.

«چهره‌های عمومی سوژه مجاز طنز هستند.»

Public figures are fair game for satire.

«وقتی ایده اعلام شد، نقد کردنش مجاز بود.»

Once announced, the idea was fair game.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000