بازگشت

faithless

faith·lessˈfeɪθləs
faithcomplete trust or belief-lesswithout
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): faithlessersuperlative (عالی): faithlessest
بی‌وفانادان

کسی که وفادار نیست و به قول یا تعهدات خود عمل نمی‌کند.

Not loyal or trustworthy; refusing to keep promises or obligations.

«او بی‌وفا بود و قولش را شکست.»

He was faithless and broke his promise.

«دوست بی‌وفا می‌تواند درد زیادی ایجاد کند.»

A faithless friend can cause great pain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disloyalبی‌وفا

متداول. در موارد وفاداری قابل جایگزینی است، مثلاً «دوست بی‌وفا».

Common. Interchangeable in contexts about loyalty, e.g., 'a disloyal friend' works similarly.

unfaithfulبی‌وفا

متداول. معمولاً درباره وفاداری عاطفی است؛ مشابه اما همیشه قابل جایگزینی نیست، مثلاً «شوهر بی‌وفا» رایج است ولی «غریبه بی‌وفا» نه.

Common. Usually used about romantic loyalty; similar but not always interchangeable, e.g., 'unfaithful spouse' is common, but 'faithless stranger' not usual.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000