fall off the wagon

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fall off the wag·on/fɔl ɔf ðə ˈwæɡən/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دوباره الکل خوردن

دوباره الکل خوردنترک را شکستن

پس از تلاش برای ترک الکل، دوباره شروع به نوشیدن کردن.

To start drinking alcohol again after trying to stop.

«او در تعطیلات دوباره الکل خورد.»

He fell off the wagon during the holidays.

«او نگران است استرس باعث شود ترک را بشکند.»

She worries that stress will make her fall off the wagon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000