fall over

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fall o·ver/fɔl ˈoʊvər/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — زمین خوردن

زمین خوردنواژگون شدن

تعادل خود را از دست دادن و روی زمین افتادن.

To lose balance and fall to the ground.

«مواظب باش زمین نخوری.»

Be careful not to fall over.

«کودک هنگام دویدن زمین خورد.»

The child fell over while running.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — واژگون شدن

واژگون شدنافتادن

بر اثر ناپایداری یا هل‌داده‌شدن واژگون شدن.

To topple because it is unstable or is pushed.

«گلدان در باد واژگون شد.»

The vase fell over in the wind.

«نگذار نردبان واژگون شود.»

Do not let the ladder fall over.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000