بازگشت

fallacy

fal·la·cy/ˈfæl.ə.si/
noun (اسم)formal
plural (جمع): fallacies
سفسطهباور غلطخطای منطقی

ایده یا باور نادرستی که به دلیل استدلال اشتباه شکل گرفته است.

A mistaken idea or belief based on faulty reasoning or incorrect thinking.

«استدلال او بر یک سفسطه رایج استوار بود.»

His argument was based on a common fallacy.

«باور اینکه پول همیشه شادی می‌آورد یک باور غلط است.»

Believing that money always brings happiness is a fallacy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
misconceptionسوء‌تفاهم

رایج. وقتی منظور ایده اشتباه است می‌تواند جایگزین fallacy شود، به‌ویژه در متن‌های روزمره — مانند 'یک سوء تفاهم رایج'؛ اما در بحث‌های رسمی منطق کمتر استفاده می‌شود.

Common. Can replace fallacy when referring to an incorrect idea, especially in everyday contexts — 'a common misconception' works; but less often used in formal logic discussions.

errorخطا

رایج. اصطلاح کلی برای اشتباه؛ در معانی گسترده‌تر جایگزین fallacy می‌شود ولی برای خطاهای منطقی به طور خاص کمی متفاوت است.

Common. General term for a mistake; can replace fallacy in broader senses but not specifically for logical errors — e.g., 'logical fallacy' cannot be replaced simply by 'logical error' without change in nuance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000