بازگشت

fallen

fall·en/ˈfɔːlən/
fallto drop or descend-enpast participle suffix
1adjective (صفت)common
افتادهساقط شده

از مکان یا موقعیت بالاتر به پایین افتاده یا آمده.

Having dropped or come down from a higher place or position.

«برگ‌های افتاده زمین را پوشانده بودند.»

The fallen leaves covered the ground.

«او به شاخه‌ای ساقط شده پایش گیر کرد.»

He tripped over a fallen branch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
droppedافتاده

رایج. تأکید بر افتادن یا رها شدن از جایگاه بالاتر.

Common. Emphasizes having fallen down or let go from a higher place.

متضادها
2adjective (صفت)common
افتادهاز دست رفتهبدنام

شکست خورده، از مقام افتاده یا مورد بی‌محبتی قرار گرفته.

Having been defeated, lost status, or fallen out of favor.

«قهرمان افتاده با احترام یاد شد.»

The fallen hero was remembered with respect.

«او پس از رسوایی سیاسی افتاده محسوب می‌شود.»

He is a fallen politician after the scandal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
defeatedشکست خورده

رایج. در زمینه شکست یا ناکامی در نبرد یا رقابت استفاده می‌شود.

Common. Used in context of loss or failure, often in battles or competitions.

disgracedبدنام

رسمی. به معنی از دست دادن احترام یا شهرت است.

Formal. Means loss of respect or reputation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000