بازگشت

famine

fam·ine/ˈfæmɪn/
famhunger, lack of food-inerelating to or characterized by
noun (اسم)common
قحطیگرسنگی شدید

کمبود شدید غذا که باعث گرسنگی و قحطی گسترده در منطقه‌ای می‌شود.

A severe shortage of food causing widespread hunger and starvation in a region.

«قحطی سال گذشته باعث هزاران مرگ شد.»

The famine caused thousands of deaths last year.

«کمک‌ها برای کمک به قربانیان قحطی ارسال شد.»

Aid was sent to help famine victims.

تفاوت با واژه‌های مشابه
starvationمرگ ناشی از گرسنگی

به نتیجه قحطی اشاره دارد و به جای famine استفاده نمی‌شود.

More specific to the result of famine. Not interchangeable as 'starvation' is a condition, not an event.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000