feed the dragon

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

feed the drag·on/fid ðə ˈdræɡən/
phrase (عبارت)informal

عبارت — پول پارکومتر انداختن

پول پارکومتر انداختن

پول داخل دستگاه پارکومتر انداختن است.

To put money into a parking meter.

«باید پیش از تمام شدن زمان، به پارکومتر پول بریزم.»

I need to feed the dragon before it expires.

«او بیرون دوید تا به پارکومتر پول بریزد.»

She ran outside to feed the dragon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000