feed the dragon
feed the drag·on/fid ðə ˈdræɡən/
phrase (عبارت)informal
عبارت — پول پارکومتر انداختن
پول پارکومتر انداختن
پول داخل دستگاه پارکومتر انداختن است.
To put money into a parking meter.
«باید پیش از تمام شدن زمان، به پارکومتر پول بریزم.»
“I need to feed the dragon before it expires.”
«او بیرون دوید تا به پارکومتر پول بریزد.»
“She ran outside to feed the dragon.”