بازگشت

fell

/fɛl/
1verb (فعل)common
past (گذشته): fellpast participle (مفعولی): fallen-ing (حال): falling3rd (سوم): falls
افتادسقوط کرد

به سرعت افتادن یا پایین آمدن. (زمان گذشته فعل fall)

To drop or descend rapidly. (Past tense of fall)

«او سکندری خورد و افتاد.»

She tripped and fell.

«دیشب دما به شدت افتاد.»

The temperature fell sharply last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
droppedافتاد

روزمره. 'Dropped' معمولاً به معنای رها کردن یا از دست دادن چیزی است، یا افتادن یک شیء. 'Fell' اغلب برای شخصی یا شیئی که تعادل خود را از دست می‌دهد به کار می‌رود. مثلاً 'او توپ را انداخت.' 'او از پله‌ها افتاد.'

Everyday. 'Dropped' typically implies something was released or let go, or an object fell. 'Fell' often applies to a person or an object losing balance. 'He dropped the ball.' 'He fell down the stairs.'

collapsedفرو ریخت

روزمره. به معنای فروریختن ناگهانی است، اغلب از ضعف یا نیروی خارجی. دراماتیک‌تر از 'fell'. مثلاً 'ساختمان فروریخت.' 'او از خستگی از پا افتاد.'

Everyday. Implies a sudden giving way, often from weakness or external force. More dramatic than 'fell'. 'The building collapsed.' 'He collapsed from exhaustion.'

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): felledpast participle (مفعولی): felled-ing (حال): felling3rd (سوم): fells
قطع کردانداخت

بریدن (درخت). (زمان گذشته فعل fell)

To cut down (a tree). (Past tense of fell)

«آنها دوازده درخت را بریدند تا زمین را پاک کنند.»

They fell a dozen trees to clear the land.

«چوب‌بران درختان کاج قدیمی را قطع کردند.»

The lumberjacks fell the old pine trees.

متضادها
3noun (اسم)technicalplural (جمع): fells
تپهارتفاعات

منطقه‌ای وسیع از چشم‌اندازهای مرتفع و بایر، معمولاً در شمال انگلستان.

A stretch of high, barren landscape, typically in northern England.

«آنها در تپه‌های کامبریا پیاده‌روی کردند.»

They hiked across the fells of Cumbria.

«مه غلیظی بر روی تپه فرود آمد.»

A thick fog descended on the fell.

تفاوت با واژه‌های مشابه
moorlandمرتع

فنی/منطقه‌ای. 'Moorland' به زمین‌های مرتفع باز و کشت نشده، به ویژه در بریتانیا، که با خلنگ پوشیده شده‌اند، اشاره دارد. اغلب در زمینه جغرافیایی برای مناطق خاصی قابل تعویض است. مثلاً 'تپه از خلنگ پوشیده شده بود.'

Technical/regional. 'Moorland' refers to open, uncultivated upland, especially in Britain, characterized by heather. Often interchangeable in a geographical context for specific regions. 'The fell was covered in heather.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000