بازگشت

rise

/raɪz/
1verb (فعل)common
past (گذشته): rosepast participle (مفعولی): risen-ing (حال): rising3rd (سوم): rises
بالا رفتنافزایش یافتن

بالا رفتن یا افزایش ارتفاع، سطح یا مقدار

To move upward or increase in height, level, or amount

«خورشید از سمت شرق طلوع می‌کند.»

The sun rises in the east.

«قیمت‌ها ماه قبل به شدت افزایش یافت.»

Prices rose sharply last month.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ascendصعود کردن

رسمی. در مورد حرکت به سمت بالا فیزیکی جایگزین rise می‌شود، مثلاً «هواپیما صعود کرد». در افزایش‌های انتزاعی کمتر کاربرد دارد.

Formal. Interchangeable with 'rise' when referring to moving upward physically, e.g. 'The plane ascended.' Not used for abstract increases much.

increaseافزایش یافتن

رایج. هنگام افزایش کمیت‌ها یا اعداد با rise قابل تعویض است، مثلاً «قیمت‌ها افزایش یافت». برای حرکت فیزیکی به بالا به کار نمی‌رود.

Common. Used interchangeably with 'rise' when referring to amounts or numbers going up, e.g. 'Prices increased.' Not used when referring to physical movement upward.

متضادها
2verb (فعل)formal
past (گذشته): rosepast participle (مفعولی): risen-ing (حال): rising3rd (سوم): rises
بلند شدنپا شدن

بلند شدن از حالت خوابیده یا نشسته

To get up from a lying or sitting position

«لطفاً وقتی قاضی وارد اتاق می‌شود، بلند شوید.»

Please rise when the judge enters the room.

«او از روی صندلی بلند شد و دور شد.»

She rose from the chair and walked away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stand upبلند شدن

روزمره. هنگام بلند شدن از حالت نشسته یا خوابیده با rise قابل جابجایی است، مثلاً «او سریع بلند شد». در گفتار متداول‌تر است.

Everyday. Interchangeable with 'rise' when physically getting up from sitting or lying, e.g. 'He stood up quickly.' More common in speech than 'rise' in this sense.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): rises
افزایشبالا رفتن

افزایش مقدار، سطح یا تعداد

An increase in amount, level, or number

«هفته گذشته افزایش دما وجود داشت.»

There was a rise in temperatures last week.

«افزایش قیمت‌ها بسیاری از خانواده‌ها را تحت تاثیر قرار داد.»

The rise in prices affected many families.

تفاوت با واژه‌های مشابه
increaseافزایش

رایج. اغلب برای مقدارها با rise قابل تعویض است، مثلاً «افزایش دما».

Common. Often interchangeable with 'rise' for amounts, e.g. 'a rise in temperature' and 'an increase in temperature'.

growthرشد

رسمی. بیشتر به افزایش مداوم یا زیستی اشاره دارد و کمتر برای افزایش سریع یا عمومی استفاده می‌شود.

Formal. Refers to a more continuous or biological increase, less used for quick or general rises.

متضادها
4noun (اسم)common
plural (جمع): rises
سراشیبیشیب

شیب یا سرازیری بالا

An upward slope or incline

«مسیر نزدیک به بالاترین نقطه شیب تندی دارد.»

The path has a sharp rise near the top.

«دوچرخه‌سواران با شیب جاده مشکل داشتند.»

Cyclists struggled with the rise in the road.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slopeشیب

رایج. هنگام اشاره به زمین با rise قابل تعویض است، مثلاً «شیب تند». کمی کلی‌تر از rise است.

Common. Often interchangeable with rise when referring to terrain, e.g. 'a steep slope'. Slightly more general than 'rise'.

inclineشیب

رسمی. بیشتر در بافت‌های فنی یا رسمی استفاده می‌شود، مانند توصیفات مهندسی.

Formal. Used in technical or formal contexts more than rise, e.g. engineering descriptions.

متضادها
5verb (فعل)common
past (گذشته): rosepast participle (مفعولی): risen-ing (حال): rising3rd (سوم): rises
شورش کردنقیام کردن

شورش کردن یا مقاومت در برابر قدرت یا کنترل

To rebel or resist against authority or control

«شهروندان علیه دولت فاسد قیام کردند.»

The citizens rose against the corrupt government.

«مردم برای اعتراض قیام کردند.»

The people rose in protest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rebelشورش کردن

رایج. هنگام اشاره به قیام علیه قدرت با rise قابل جابجایی است، مثلاً «مردم شورش کردند.»

Common. Interchangeable when referring to uprising against authority, e.g. 'The people rebelled.'

upriseقیام کردن

رسمی/ادبی. معنی مشابه ولی کمتر رایج و رسمی‌تر از rise است.

Formal/literary. Similar meaning but less common and more formal than rise.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000