fetch a compass

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fetch a com·pass/fɛtʃ ə ˈkʌmpəs/
phrase (عبارت)common

عبارت — قطب‌نما آوردن

قطب‌نما آوردندنبال قطب‌نما رفتن

رفتن و یک قطب‌نما آوردن.

To go and bring back a compass.

«لطفاً از ماشین یک قطب‌نما بیاور.»

Please fetch a compass from the car.

«او پیش از پیاده‌روی یک قطب‌نما آورد.»

She fetched a compass before the hike.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000