fight a losing battle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fight a los·ing bat·tle/faɪt ə ˈluːzɪŋ ˈbætəl/
phrase (عبارت)common

عبارت — تلاش بی‌ثمر کردن

تلاش بی‌ثمر کردندر نبردی ازپیش‌باخته جنگیدن

برای رسیدن به چیزی تلاش کردن، در حالی که احتمال موفقیت بسیار کم است.

To keep trying to achieve something that is very unlikely to succeed.

«آن‌ها در برابر هزینه‌های رو به افزایش نبردی ازپیش‌باخته می‌کنند.»

They are fighting a losing battle against rising costs.

«او می‌دانست که تلاشش احتمالاً بی‌نتیجه است.»

She knew she was fighting a losing battle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000