finalizing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fi·nal·iz·ing/ˈfaɪnəlaɪzɪŋ/
finallast, ending-izeto make or become-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): finalizedpast participle (مفعولی): finalized-ing (حال): finalizing3rd (سوم): finalizes

فعل — نهایی کردن

نهایی کردنتمام کردن

عمل کامل کردن یا به پایان رساندن چیزی.

The act of completing or finishing something.

«آنها امروز قرارداد را نهایی می‌کنند.»

They are finalizing the contract today.

«نهایی کردن گزارش تمام شب طول کشید.»

Finalizing the report took all night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
completingکامل کردن

رایج. در زمینه اتمام کارها قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in contexts of finishing tasks.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000