بازگشت

fish

/fɪʃ/
1noun (اسم)common
plural (جمع): fish
ماهی

جانور آبزی خونسرد با آبشش و باله، معمولاً پوست‌پوشیده و پولک‌دار.

A cold-blooded aquatic animal with gills and fins, typically covered with scales.

«او یک ماهی بزرگ در دریاچه گرفت.»

She caught a big fish in the lake.

«ماهی‌ها در رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و اقیانوس‌ها زندگی می‌کنند.»

Fish live in rivers, lakes, and oceans.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sea creatureموجود دریایی

رایج. اشاره به هر حیوان دریایی دارد، نه فقط ماهی؛ کمتر مشخص است.

Common. Can refer to any animal living in the sea, not just fish; less specific.

aquatic animalحیوان آبزی

رسمی. شامل ماهی و دیگر حیوانات آبزی می‌شود؛ وقتی فقط ماهی مدنظر است جایگزین نیست.

Formal. Broader term including fish and other water animals; not interchangeable when you mean specifically fish.

2verb (فعل)common
past (گذشته): fishedpast participle (مفعولی): fished-ing (حال): fishing3rd (سوم): fishes
ماهی گرفتنصیاد کردن

گرفتن یا تلاش برای گرفتن ماهی، معمولاً با قلاب، تور یا تله.

To catch or try to catch fish, typically using a rod, net, or trap.

«او هر آخر هفته در رودخانه ماهی می‌گیرد.»

He fishes every weekend at the river.

«آن‌ها در کنار ساحل ماهی آزاد می‌گیرند.»

They fish for salmon along the coast.

تفاوت با واژه‌های مشابه
angleماهی‌گیری با قلاب

رسمی. به معنی ماهی‌گیری با قلاب است؛ فقط در زمینه ماهی‌گیری با قلاب جایگزین fish می‌شود.

Formal. Specifically means fishing with a rod and line. Can replace 'fish' only in rod fishing contexts.

catch fishگرفتن ماهی

روزمره. عبارتی که به جای فعل fish می‌آید و روی نتیجه تأکید دارد.

Everyday. Phrase used interchangeably with 'fish' as a verb, focusing on the result.

متضادها
3noun (اسم)common
ماهی (برای خوردن)

گوشت ماهی که به عنوان غذا مصرف می‌شود.

The flesh of fish as food.

«برای شام ماهی کبابی را ترجیح می‌دهم.»

I prefer grilled fish for dinner.

«ماهی سرشار از پروتئین و چربی‌های سالم است.»

Fish is rich in protein and healthy fats.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seafoodغذای دریایی

روزمره. شامل ماهی و دیگر خوراکی‌های دریایی است؛ فقط در زمینه کلی خوراکی‌ها جایگزین fish می‌شود.

Everyday. Includes fish and other edible sea animals; can replace 'fish' only in general food contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000