five

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/faɪv/
noun (اسم)commonplural (جمع): fives

اسم — پنج

پنج

عدد اصلی معادل مجموع چهار و یک.

The cardinal number equivalent to the sum of four and one.

«عدد پنج در برخی فرهنگ‌ها خوش‌یمن تلقی می‌شود.»

The number five is considered lucky in some cultures.

«او در امتحان ریاضی خود پنج گرفت.»

She scored a five on her math test.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000