بازگشت

flock

/flɒk/
1noun (اسم)common
plural (جمع): flocks
گلهدسته پرندگان

گروهی از پرندگان یا گوسفندان که با هم هستند یا حرکت می‌کنند.

A group of birds or sheep kept or traveling together.

«دسته‌ای از غازها از روی دریاچه پرواز کردند.»

A flock of geese flew over the lake.

«کشاورز به گله گوسفندانش که چرا می‌کردند نگاه می‌کرد.»

The farmer watched his flock of sheep grazing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
herdدام

روزمره. بیشتر برای حیوانات بزرگ‌تر مثل گاو استفاده می‌شود؛ گاهی بجای flock هم کاربرد دارد اما برای پرنده‌ها و گوسفندها flock مناسب‌تر است.

Everyday. Usually for larger land animals like cows; can sometimes be used interchangeably with 'flock' but 'flock' is preferred for birds/sheep.

groupگروه

کلمه‌ای عمومی. در مکالمه غیررسمی جایگزین flock می‌شود اما معنای خاص حیوانی ندارد.

Very general term. Can replace 'flock' in casual speech but lacks the specific animal connotation.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): flockedpast participle (مفعولی): flocked-ing (حال): flocking3rd (سوم): flocks
جمع شدنگرد آمدن

گرد آمدن یا حرکت کردن با هم، مخصوصاً مردم یا حیواناتی که به جایی می‌روند.

To gather or move together in a group, especially people or animals moving toward a place.

«هر تابستان گردشگران به شهر هجوم می‌آورند.»

Tourists flock to the city every summer.

«دانش‌آموزان اطراف سخنگو جمع شدند.»

Students flocked around the speaker.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gatherجمع شدن

روزمره. اغلب جایگزین flock می‌شود ولی flock حس جمعیت بزرگ‌تر یا طبیعی‌تر دارد.

Everyday. Often used interchangeably but 'flock' suggests a larger or more natural crowd movement.

assembleگرد آمدن

رسمی‌تر. در متن‌های رسمی می‌تواند جایگزین flock شود.

More formal. Can replace 'flock' in formal contexts for people.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000