بازگشت

group

/ɡruːp/
1noun (اسم)common
plural (جمع): groups
گروهدسته

تعدادی از افراد یا چیزها که کنار هم جمع شده‌اند یا دسته‌بندی شده‌اند.

A number of things or people located, gathered, or classed together.

«او عضو یک گروه مطالعه کتاب است.»

She belongs to a book reading group.

«دسته‌ای از دانش‌آموزان بیرون کلاس منتظر بودند.»

A group of students waited outside the classroom.

تفاوت با واژه‌های مشابه
teamتیم

روزمره. معمولاً به گروهی اشاره می‌کند که با هم کار می‌کنند، به‌ویژه در ورزش یا پروژه‌ها. تیم همکاری را می‌رساند، نه فقط جمع شدن.

Everyday. Often refers to a group working together, especially in sports or projects. 'Team' implies cooperation, unlike 'group' which is more general.

bandگروه

غیررسمی. معمولاً به گروه موسیقی یا گروه کوچک غیررسمی اشاره دارد. همیشه در بافت رسمی جایگزین group نیست.

Informal. Commonly means a musical group or a small informal group. Not always interchangeable with 'group' in formal contexts.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): groupedpast participle (مفعولی): grouped-ing (حال): grouping3rd (سوم): groups
گروه‌بندی کردندسته‌بندی کردن

قرار دادن افراد یا چیزها کنار هم داخل یک گروه یا چند گروه.

To put people or things together in a group or groups.

«معلم دانش‌آموزان را بر اساس سطح مهارت گروه‌بندی کرد.»

The teacher grouped students by skill level.

«فایل‌ها را براساس تاریخ دسته‌بندی کردیم.»

We grouped the files by date.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clusterدسته کردن

رسمی/متداول. تأکید بر قرارگیری نزدیک یا جمع شدن است، معمولاً فیزیکی. بیشتر از group به نزدیکی اشاره دارد.

Formal/common. Emphasizes close placement or gathering, often physically. 'Cluster' can imply closeness more than 'group'.

assembleگرد هم آوردن

رسمی. تأکید بر جمع کردن افراد یا اشیا در مکانی است. وقتی گرد آمدن عمدی مد نظر باشد استفاده می‌شود.

Formal. Focuses on gathering people or things at a location. Used when intentional gathering is stressed.

متضادها
3noun (اسم)technical
plural (جمع): groups
گروه (ریاضی)

در ریاضی، مجموعه‌ای همراه با عملیاتی که هر دو عضو را ترکیب می‌کند و عضوی سوم می‌سازد که قواعد خاصی دارد.

In mathematics, a set equipped with an operation that combines any two elements to form a third element following specific axioms.

«گروه مفهومی بنیادی در جبر مجرد است.»

A group is a fundamental concept in abstract algebra.

«گروه تقارن چرخش‌های شکل را توصیف می‌کند.»

The symmetry group describes the rotations of the shape.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000