floorboard

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

floor·board/ˈflɔːrˌbɔːrd/
noun (اسم)commonplural (جمع): floorboards

اسم — تخته کف

تخته کفکف‌پوش چوبیتخته کف‌پوش

تخته پهن و افقی چوبی یا دیگر مواد که بخشی از کف زمین را تشکیل می‌دهد.

A flat, horizontal wooden or other material board forming part of a floor.

«وقتی روی تخته کف ایستاد، تخته صدا داد.»

The floorboard creaked when she stepped on it.

«تخته شکسته‌ی کف راهرو را تعویض کردند.»

They replaced the broken floorboard in the hallway.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000