بازگشت

floppy

flop·py/ˈflɒp.i/
flopto fall or hang loosely-ycharacterized by or inclined to
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): floppiersuperlative (عالی): floppiest
شُلآویزان

چیزی که شل و آویزان است و حالت سفت ندارد.

Hanging or falling loosely without stiffness.

«کلاه آویزان صورتش را در روز آفتابی پوشانده بود.»

The floppy hat covered her face on a sunny day.

«موهای شل او روی چشم‌هایش افتاده بود.»

His floppy hair fell over his eyes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
limpشل

رایج. وقتی تأکید بر نداشتن سفتی است استفاده می‌شود، مثلاً 'کلاه شل'. در همه موارد قابل تعویض نیست.

Common. Can replace floppy when emphasizing lack of firmness, e.g., 'a limp hat'. Not always interchangeable if softness isn't the main idea.

droopyآویزان

غیررسمی. برای چیزهایی که به طور ضعیف آویزان هستند، مثل 'گوش‌های آویزان' استفاده می‌شود. گاهی در محاوره به جای floppy می‌آید.

Informal. Used for things that hang down in a weak way, like 'droopy ears'. Can sometimes replace floppy in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000