for that matter

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

for that mat·ter/fɔr ðæt ˈmætər/
phrase (عبارت)common

عبارت — در این مورد هم

در این مورد هماصلاً

برای افزودن نکته‌ای مرتبط به کار می‌رود که معمولاً گفتهٔ قبلی را تأکید می‌کند.

used to add another related point, especially one that strengthens what was said

«من قهوه دوست ندارم، چای هم همین‌طور.»

I do not like coffee, or tea for that matter.

«هیچ‌کس زنگ نزد؛ در واقع هیچ‌کس هم نامه ننوشت.»

Nobody called, for that matter nobody wrote.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000