بازگشت

fork

/fɔːrk/
1noun (اسم)common
plural (جمع): forks
چنگالشاخک

ابزاری دستی با دسته و چند شاخه باریک که برای خوردن یا آشپزی استفاده می‌شود.

A utensil with a handle and several sharp tines used for eating or cooking.

«لطفاً برای خوردن سالاد از چنگال استفاده کن.»

Please use a fork to eat the salad.

«او چنگال را روی زمین انداخت.»

She dropped the fork on the floor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prongشاخک

روزمره. فقط به یکی از نوک‌های تیز چنگال اشاره دارد، نه کل ابزار.

Everyday. Refers specifically to one of the pointed parts of a fork, not a whole utensil.

2verb (فعل)common
past (گذشته): forkedpast participle (مفعولی): forked-ing (حال): forking3rd (سوم): forks
انشعاب پیدا کردنشاخ شدن

انشعاب داشتن به دو یا چند مسیر یا شاخه.

To divide into two or more branches or paths.

«جاده جلو به دو مسیر انشعاب پیدا می‌کند.»

The road forks into two paths ahead.

«رودخانه نزدیک روستا به دو شاخه تقسیم می‌شود.»

The river forks near the village.

تفاوت با واژه‌های مشابه
branchشاخه شدن

معمولی. در بیان انشعاب جاده‌ها قابل جایگزینی است، اما چندمعنایی است و برای درخت یا سازمان هم استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable in many contexts when referring to roads or paths splitting, but 'branch' can also apply to trees or organizations.

splitتقسیم شدن

معمولی. معنی مشابه ولی کلی‌تر است؛ fork تاکید بر تقسیم شدن به شاخه‌های مشخص دارد.

Common. Similar meaning but more general; 'fork' emphasizes physical division into branches.

متضادها
3verb (فعل)technical
past (گذشته): forkedpast participle (مفعولی): forked-ing (حال): forking3rd (سوم): forks
انشعاب نرم‌افزاریشاخه‌بندی کد

ایجاد یک مسیر مستقل و جدا برای توسعه نرم‌افزار از پروژه اصلی.

To divide a software project into a separate independent development path.

«توسعه‌دهندگان پروژه را برای افزودن قابلیت‌های جدید انشعاب دادند.»

Developers forked the project to add new features.

«او کد پروژه را انشعاب داد تا به طور مستقل کار کند.»

He forked the codebase to work independently.

تفاوت با واژه‌های مشابه
branchشاخه نرم‌افزاری

فنی. در نرم‌افزار گاه با fork جایگزین می‌شود ولی fork استقلال بیشتری دارد.

Technical. Often used interchangeably with 'fork' in software development but 'fork' implies more independence.

متضادها
4noun (اسم)common
plural (جمع): forks
انشعابشعبه

جایی که جاده یا رودخانه به دو یا چند شاخه تقسیم می‌شود.

A place where a road or river divides into two or more branches.

«ما سر انشعاب جاده ملاقات کردیم.»

We met at the fork in the road.

«انشعاب رودخانه مکانی محبوب برای ماهی‌گیری است.»

The river fork is a popular fishing spot.

تفاوت با واژه‌های مشابه
branchشاخه

معمولی. برای انشعاب رود یا جاده استفاده می‌شود، ولی برای سازمان هم کاربرد دارد.

Common. Refers to a division in rivers or roads but can also mean a smaller part of organizations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000