بازگشت

prong

/prɒŋ/
1noun (اسم)common
plural (جمع): prongs
نوکشاخه کوچک

نوک تیز یا شاخه باریک روی چنگال یا شیی شبیه آن.

A pointed projection or tine on a fork or similar object.

«چنگال سه شاخه تیز دارد.»

The fork has three sharp prongs.

«مواظب شاخه‌های دوشاخه باش.»

Be careful of the prongs on the plug.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tineشاخه باریک

رسمی. بیشتر در خصوص چنگال یا ابزارهای مشابه به جای prong به کار می‌رود ولی در مکالمات روزانه کمتر رایج است و بیشتر در توصیفات فنی استفاده می‌شود.

Formal. Interchangeable with 'prong' mostly when referring to forks or similar tools, but 'tine' is less common in everyday speech. Used more in technical descriptions.

spikeنوک تیز

رایج. معمولا به نوک تیز اشاره دارد ولی گسترده‌تر است و نوک‌های بزرگتر یا تیزتر از prong را هم شامل می‌شود و همیشه قابل تعویض نیستند.

Common. Usually refers to a sharp point but more general and can mean larger or more aggressive projections than a prong. Not always interchangeable with prong.

2noun (اسم)common
plural (جمع): prongs
شاخهانشعاب

بخش یا شاخه‌ای از یک نقطه انشعاب یا تقسیم، معمولاً به صورت مجازی در برنامه‌ها یا استدلال‌ها.

A part of a dividing point or branch, often figurative such as in plans or arguments.

«این پروژه چندین شاخه برای حل مشکل دارد.»

The project has several prongs to tackle the problem.

«آن‌ها از سه جنبه به مسئله نزدیک شدند.»

They approached the issue from three prongs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
branchشاخه

رایج. زمانی که در مورد بخش‌هایی از برنامه یا مسیرها صحبت می‌شود جایگزین prong است؛ معنی وسیع‌تر دارد و اغلب در کاربردهای مجازی می‌آید.

Common. Can replace prong when referring to parts of plans or paths; broader meaning but often used in figurative contexts. 'Branch' works when talking about divisions or offshoots.

aspectجنبه

رایج/رسمی. در زمینه‌های انتزاعی برای اشاره به بخش‌های مختلف یک موضوع یا برنامه به کار می‌رود. مثل prong مادی نیست ولی در کاربرد مجازی معنایی مشابه دارد.

Common/Formal. Used in abstract contexts to highlight different parts of an issue or plan. Not a physical part like prong but can be similar when prong is figurative.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000