fork off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔrk ɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — منشعب شدن

منشعب شدنجدا شدن

از جاده، مسیر یا راه اصلی جدا شدن و به سمتی دیگر رفتن.

To divide from a road, path, or route in a different direction.

«نزدیک دریاچه یک مسیر باریک منشعب می‌شود.»

A narrow trail forks off near the lake.

«جایی که جاده به سمت راست جدا می‌شود بپیچ.»

Turn where the road forks off to the right.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000