forked tongue

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔrkt tʌŋ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): forked tongues

اسم — زبان دوشاخه

زبان دوشاخه

زبانی که نوکش به دو شاخه تقسیم شده است، مانند زبان بسیاری از مارها و مارمولک‌ها.

A tongue split into two points, as in many snakes and lizards.

«مار زبان دوشاخه‌اش را بیرون و داخل برد.»

The snake flicked its forked tongue.

«مارمولک‌ها با زبان دوشاخه مواد شیمیایی را تشخیص می‌دهند.»

Lizards use a forked tongue to sense chemicals.

2phrase (عبارت)literary

عبارت — زبان فریبکار

زبان فریبکاردوروئی در گفتار

گفتاری فریبکارانه که دوپهلو یا خلاف واقع است.

Deceptive or double-talking speech.

«او در جلسه فریبکارانه حرف زد.»

He spoke with a forked tongue during the meeting.

«به حرف‌های دورویانهٔ او اعتماد نکن.»

Don't trust her forked tongue.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000