بازگشت
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): franticposition (جایگاه): end
باهراسدیوانهوار
بهطور شتابناک و وحشیانه، معمولاً به دلیل اضطراب یا فوریت
In a hurried and wild manner, often due to panic or urgency
«او با هراس دنبال کلیدهایش گشت.»
“She searched frantically for her keys.”
«او بهطور دیوانهوار برای کمک فراخوان داد.»
“He called frantically for help.”
تفاوت با واژههای مشابه
urgently— فوری
رایج. نیاز به اقدام سریع را بیان میکند ولی کمتر احساسی است.
Common. Expresses need for quick action but less emotional than frantically.