free hand

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fri hænd/
noun (اسم)commonplural (جمع): free hands

اسم — اختیار عمل

اختیار عملدستِ باز

آزادی عمل یا تصمیم‌گیری بدون نظارت و محدودیت زیاد.

freedom to act or decide without close control

«مدیر در طراحی به او اختیار عمل داد.»

The manager gave her a free hand with the design.

«او برای تمام کردن پروژه به دستِ باز نیاز دارد.»

He needs a free hand to finish the project.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000