french leave

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/frɛntʃ liv/
noun (اسم)dated

اسم — یواشکی رفتن

یواشکی رفتنبی‌خداحافظی رفتن

ترک کردن مهمانی یا محل کار بدون خداحافظی یا اجازه گرفتن.

an act of leaving a social gathering or job without saying goodbye or asking permission

«او پیش از دسر بی‌خداحافظی رفت.»

He took french leave before dessert.

«او بی‌اجازه از اداره رفت.»

She made a french leave from the office.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000