بازگشت

fuchsia

fuch·sia/ˈfjuːʃə/
1noun (اسم)common
plural (جمع): fuchsias
فوشیاگل فوشیا

گیاه باغی محبوبی از جنس درختچه‌ها با گل‌های لوله‌ای آویزان، معمولاً به رنگ بنفش مایل به قرمز یا صورتی.

A popular garden plant of a genus of shrubs with pendulous tubular flowers, typically reddish-purple or pink.

«او چندین گل فوشیا را در سبدهای آویزان کاشت.»

She planted several fuchsias in hanging baskets.

«گل‌های فوشیا مرغ‌های مگس‌خوار را جذب می‌کنند.»

The fuchsia flowers attract hummingbirds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shrubبوته

کلی. گیاهی چوبی کوچکتر از درخت و معمولاً با چندین ساقه. 'بوته‌های رز، بوته هستند'. فوشیا نوعی بوته است، اما همه بوته‌ها فوشیا نیستند.

General. A woody plant smaller than a tree and usually with multiple stems. 'Rose bushes are shrubs'. 'Fuchsia' is a type of shrub, but not all shrubs are fuchsias.

2noun (اسم)common
رنگ فوشیابنفش مایل به قرمز

یک رنگ قرمز مایل به بنفش پررنگ و زنده، شبیه رنگ گل‌های فوشیا.

A vivid purplish-red color, similar to the color of fuchsia flowers.

«او ناخن‌هایش را به رنگ فوشیا پررنگ لاک زد.»

She painted her nails a vibrant fuchsia.

«غروب آفتاب ترکیبی درخشان از نارنجی و فوشیا بود.»

The sunset was a brilliant mix of orange and fuchsia.

تفاوت با واژه‌های مشابه
magentaسرخابی

فنی/رایج. یک رنگ اصلی در مدل‌های رنگی کاهشی، بسیار شبیه فوشیا اما اغلب کمی آبی‌تر. 'جوهر سرخابی'. می‌تواند به جای فوشیا برای توصیف رنگ به کار رود.

Technical/common. A primary color in subtractive color models, very similar to fuchsia but often slightly bluer. 'Magenta ink'. Can be used interchangeably for describing the color.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000