بازگشت

magenta

ma·gen·ta/mæˈdʒɛn.tə/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more magentasuperlative (عالی): most magenta
مادّه صورتیسرخابی

دارای رنگ برجسته‌ای بین قرمز و بنفش.

Having a bright purplish-red color.

«او پیراهن سرخابی به مهمانی پوشید.»

She wore a magenta dress to the party.

«گل‌ها گلبرگ‌های سرخابی زنده داشتند.»

The flowers had vibrant magenta petals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pinkصورتی

رایج. رنگی مشابه اما معمولاً روشن‌تر و کمتر بنفش‌گون، در مکالمه معمولی می‌توان به جای هم استفاده کرد.

Common. Similar in color but generally lighter and less purplish than magenta; can be used interchangeably when speaking about colors in casual contexts.

purpleبنفش

رایج. شامل گستره‌ای از رنگ‌ها بین آبی و قرمز است که مادّه صورتی را هم در بر می‌گیرد؛ در بحث‌های کلی رنگ به جای هم استفاده می‌شوند ولی برای دقیق بودن نه.

Common. Refers to a range of colors from blue to red hues including magenta; interchangeable in broad color discussions but not for exact shades.

متضادها
2noun (اسم)technical
رنگ سرخابیرنگ مادّه صورتی

رنگی روشن و مایل به قرمز بنفش که در چاپ و طراحی استفاده می‌شود.

A vivid purplish-red color used in printing and design.

«سرخابی یکی از چهار رنگ پایه در چاپ رنگی است.»

Magenta is one of the four basic colors used in color printing.

«هنرمند برای پس‌زمینه رنگ سرخابی را انتخاب کرد.»

The artist chose magenta for the background.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fuchsiaفوشیا

رایج. رنگ روشن نزدیک به سرخابی که اغلب در طراحی به جای هم استفاده می‌شوند ولی کمی ته رنگ متفاوت دارد.

Common. A similar bright purplish-pink color, often used interchangeably in design but can refer to slightly different hues.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000