full-time

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈfʊl ˌtaɪm/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more full-timesuperlative (عالی): most full-time

صفت — تمام وقت

تمام وقت

کار کردن به تعداد ساعات کاری متعارف و کامل

working the full number of hours considered normal

«او یک شغل تمام‌وقت در بیمارستان دارد.»

She has a full-time job at the hospital.

«دانشجویان تمام‌وقت در تمام روز درس می‌خوانند.»

Full-time students study throughout the day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
permanentدائمی

رایج است. به اشتغال ادامه‌دار اشاره دارد، اما full-time به ساعات کاری و permanent به طول قرارداد تمرکز دارد.

Common. Implies ongoing employment, can overlap with full-time but not identical — 'full-time' focuses on hours, 'permanent' on contract length.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000