بازگشت

gash

/ɡæʃ/
1noun (اسم)common
plural (جمع): gashes
شکاف عمیقخراش عمیقبریدگی

خراش یا بریدگی بلند و عمیق روی پوست یا سطح چیزی.

A long, deep cut or wound on the skin or surface.

«او یک بریدگی عمیق روی دستش از شیشه شکسته برداشت.»

He got a deep gash on his arm from a broken glass.

«تنه درخت یک شکاف بلند داشت که با تبر ایجاد شده بود.»

The tree trunk had a long gash from the axe.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبرش

روزمره. وقتی منظور زخم است قابل تعویض با gash است اما cut کلی‌تر و ممکن است سطحی باشد؛ gash عمیق‌تر و بلندتر است.

Everyday. Interchangeable with 'gash' when meaning a wound, but 'cut' is more general and can be shallow; 'gash' implies depth and length.

woundزخم

رسمی. در زمینه‌های پزشکی می‌تواند جایگزین gash شود اما گسترده‌تر است و هر زخمی که پوست را بشکند را شامل می‌شود.

Formal. Can replace 'gash' in medical contexts generally, but is broader (any injury breaking the skin).

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): gashedpast participle (مفعولی): gashed-ing (حال): gashing3rd (سوم): gashes
بریدن عمیقخراشیدن عمیقشکافتن

اینکه یک بریدگی بلند و عمیق روی چیزی ایجاد کنی.

To make a long, deep cut or wound in something.

«شیشه شکسته دستش را عمیقاً برید.»

The broken glass gashed his hand deeply.

«مراقب باش هنگام تعویض لاستیک، آن را عمیق نخراشی.»

Be careful not to gash the tire when changing it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sliceبرش زدن

روزمره. وقتی به معنی بریدن است می‌تواند جایگزین gash شود اما slice معمولاً اشاره به برش صاف و کنترل‌شده دارد نه زخم یا خراش ناگهانی.

Everyday. Can replace 'gash' when meaning cutting but 'slice' usually refers to smooth, controlled cuts, not rough or accidental wounds.

slashسر بریدن

غیررسمی. معمولاً به برش خشونت‌آمیز یا خشن اشاره دارد، بسیار نزدیک به gash است ولی slash بر حرکت و خشونت بیشتر تأکید دارد.

Informal. Often means to cut roughly or violently, very close to 'gash', but 'slash' emphasizes motion and violence.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000