بازگشت

slice

/slaɪs/
1noun (اسم)common
plural (جمع): slices
برشقاچورقه

یک تکه نازک و مسطح که از یک شیء یا غذای بزرگتر بریده شده است.

A thin, flat piece cut from a larger object or food.

«او یک برش پیتزا به او تعارف کرد.»

She offered him a slice of pizza.

«می‌توانم یک برش نان دیگر داشته باشم؟»

Can I have another slice of bread?

تفاوت با واژه‌های مشابه
pieceتکه

روزمره. یک اصطلاح بسیار کلی برای بخشی از چیزی بزرگتر. در برخی بافت‌ها (یک تکه کیک/یک برش کیک) جایگزین 'slice' می‌شود، اما 'slice' به طور خاص به یک برش نازک و مسطح اشاره دارد. 'یک تکه چوب' معمولاً به معنای 'یک ورقه چوب' نیست.

Everyday. A very general term for a part of something larger. Interchangeable with 'slice' in some contexts (a piece of cake/a slice of cake), but 'slice' specifically implies a thin, flat cut. 'A piece of wood' does not usually mean 'a slice of wood'.

portionسهم

روزمره. به بخشی از یک کل، به خصوص یک وعده غذایی اشاره دارد. در مورد مقدار سرو شده جایگزین 'slice' می‌شود، اما 'portion' می‌تواند هر شکلی داشته باشد، در حالی که 'slice' همیشه نازک و مسطح است. 'یک سهم پوره سیب زمینی' درست است.

Everyday. Refers to a part of a whole, especially a serving of food. Interchangeable with 'slice' when talking about a served amount, but 'portion' can be any shape, while 'slice' is always thin and flat. 'A portion of mashed potatoes' works.

2verb (فعل)common
past (گذشته): slicedpast participle (مفعولی): sliced-ing (حال): slicing3rd (سوم): slices
برش زدنقاچ کردنورقه کردن

چیزی را به تکه‌های نازک و مسطح بریدن.

To cut something into thin, flat pieces.

«او نان را برای ساندویچ برش زد.»

He sliced the bread for sandwiches.

«لطفاً سبزیجات را نازک برش بزنید.»

Please slice the vegetables thinly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبریدن

روزمره. یک اصطلاح کلی برای جدا کردن چیزی با ابزار تیز. در صورتی که برش منجر به تکه‌های نازک شود، کاملاً جایگزین 'slice' می‌شود، اما 'cut' می‌تواند به هر نوع برشی (مثلاً کوتاه کردن مو) اشاره کند.

Everyday. A general term for separating something with a sharp instrument. Highly interchangeable with 'slice' when the cut results in thin pieces, but 'cut' can refer to any type of cut (e.g., cutting hair).

carveتکه کردن

روزمره. اغلب برای بریدن گوشت پخته به تکه‌های نازک استفاده می‌شود. به طور خاص هنگام آماده کردن گوشت جایگزین 'slice' می‌شود. 'بوقلمون را تکه تکه کردن' درست است.

Everyday. Often used for cutting cooked meat into slices. Interchangeable with 'slice' specifically when preparing meat. 'Carve the turkey' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000