get ahead of oneself

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get a·head of one·self/ɡɛt əˈhɛd əv wʌnˈsɛlf/
phrase (عبارت)common

عبارت — جلوتر از موقع فکر کردن

جلوتر از موقع فکر کردنزود نتیجه‌گیری کردن

پیش از آماده شدن شرایط، دربارهٔ موفقیت یا نتیجه فرض و برنامه ساختن.

To make plans or assumptions too early.

«جلوتر از موقع فکر نکن؛ هنوز نبرده‌ایم.»

Don't get ahead of yourself; we haven't won yet.

«او زود نتیجه گرفت و سفر رزرو کرد.»

She got ahead of herself and booked a vacation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000