get the ball rolling

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get the ball roll·ing/ɡɛt ðə bɔl ˈroʊlɪŋ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — استارت زدن

استارت زدنراه انداختن

فعالیت یا فرایندی را راه انداختن

to start an activity or process

«من کار را راه می‌اندازم.»

I'll get the ball rolling.

«ایمیل او فرایند را شروع کرد.»

Her email got the ball rolling.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000