اسم — اسباببازیهای بیارزش
جمع کلمه 'gewgaw' به معنای چیز پر زرق و برق اما بیارزش یا بیمصرف؛ یک زیورآلات بیارزش.
Plural of gewgaw, a showy but worthless or useless thing; a trinket.
«مغازه توریستی پر از اسباببازیهای بیارزش و سوغاتی بود.»
“The tourist shop was filled with cheap gewgaws and souvenirs.”
«او هدایای او را به عنوان صرفاً چیزهای بیهوده، فاقد هرگونه احساس واقعی، رد کرد.»
“She dismissed his gifts as mere gewgaws, lacking any real sentiment.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. از نظر معنی بسیار نزدیک و اغلب قابل تعویض هستند. 'Trinkets' به طور خاص به زیورآلات کوچک یا قطعات جواهرات، که اغلب ارزش کمی دارند، اشاره دارد. 'Gewgaws' کمی گستردهتر است و شامل هر شیء پر زرق و برق اما بیمصرف میشود. ممکن است بگویید 'او زیورآلات قدیمی جمع میکند' یا 'دکه بازار پر از چیزهای بیهوده بود'.
Everyday. Very close in meaning and often interchangeable. 'Trinkets' specifically refers to small ornaments or pieces of jewelry, often of little value. 'Gewgaws' is slightly broader, including any showy but useless object. You might say 'She collects old trinkets' or 'The market stall was full of gewgaws'.
روزمره. مشابه 'trinkets' و 'gewgaws'، اغلب به اقلام براق، تزئینی، اما ارزان، به ویژه تزئینات کریسمس اشاره دارد. هنگام اشاره به تزئینات ارزان و پر زرق و برق قابل تعویض است.
Everyday. Similar to 'trinkets' and 'gewgaws', often referring to shiny, decorative, but cheap items, especially Christmas ornaments. Interchangeable when referring to cheap, showy decorations.