phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — تسلیم شدن
تسلیم شدنچاره ندیدن
با اکراه موافقت کردن یا تسلیم شدن
to reluctantly agree or surrender
«بعد از بحث طولانی، او بالاخره تسلیم شد.»
“After a long argument, he finally gave in.”
«او حاضر نشد تحت فشار تسلیم شود.»
“She refused to give in to pressure.”
تفاوت با واژههای مشابه
yield— تسلیم شدن
رسمی است. در زمینههای تسلیم یا امتیاز دادن جایگزین میشود.
Formal. Can replace 'give in' in contexts of surrender or concession.