بازگشت
1verb (فعل)common
past (گذشته): wentpast participle (مفعولی): gone-ing (حال): going3rd (سوم): goes
میرودحرکت میکند
از یک مکان به مکان دیگر حرکت کردن؛ سفر کردن.
To move from one place to another; travel.
«او هر صبح با اتوبوس سر کار میرود.»
“She goes to work by bus every morning.”
«جاده از میان کوهستانها میگذرد.»
“The road goes through the mountains.”
تفاوت با واژههای مشابه
travels— سفر میکند / مسافرت میکند. عمومی. قابل تعویض وقتی به مسافتهای طولانیتر یا سفرهای برنامهریزی شده اشاره دارد. مثلاً: 'She travels around the world for her job.' (او برای کارش دور دنیا سفر میکند.) 'He travels to the store' کمتر رایج است تا 'He goes to the store'. برای جابجایی بین مکانها، به ویژه در مسافتهای طولانی.
departs— حرکت میکند / ترک میکند. رسمی/خاص. به عمل ترک کردن یک مکان اشاره دارد. مثلاً: 'The train departs at noon from platform three.' (قطار ظهر از سکوی سه حرکت میکند.) 'He departs home' بیش از حد رسمی برای استفاده روزمره است. برای اشاره به شروع یک سفر یا ترک یک مکان.
متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): wentpast participle (مفعولی): gone-ing (حال): going3rd (سوم): goes
پیش میرودکار میکندعملکرد دارد
به شیوهای خاص عمل کردن، کار کردن یا پیش رفتن.
To function, operate, or proceed in a particular way.
«همه چیز طبق برنامه ما پیش میرود.»
“Everything goes according to our plan.”
«موتور پس از تعمیر اکنون بیصدا کار میکند.»
“The engine goes quietly now after the repair.”
تفاوت با واژههای مشابه
proceeds— پیش میرود / ادامه مییابد. رسمی. قابل تعویض هنگام بحث درباره پیشرفت یک برنامه یا رویداد. مثلاً: 'The meeting proceeds smoothly.' (جلسه به آرامی پیش میرود.) 'His day proceeds well' طبیعی است. برای اشاره به پیشرفت یا ادامه یافتن چیزی.
fares— پیش میرود / عمل میکند. ادبی/رسمی. به چگونگی عملکرد یا موفقیت کسی در یک موقعیت خاص اشاره دارد. مثلاً: 'How did you fare on the exam?' (چگونه در امتحان پیش رفتی؟) 'The project fares well' کمتر رایج است تا 'The project goes well'. برای اشاره به موفقیت یا عدم موفقیت در یک وضعیت.