بازگشت

groundwork

ground·work/ˈɡraʊndˌwɜrk/
noun (اسم)common
زیرساختپایه‌ریزیمقدمات

کار پایه‌ای یا مقدماتی که اول انجام می‌شود تا مراحل بعدی را پشتیبانی کند.

The basic work or preparation done first to support later actions or developments.

«آنها ماه گذشته مقدمات پروژه جدید را انجام دادند.»

They did the groundwork for the new project last month.

«پایه‌ریزی خوب قبل از شروع ساخت ضروری است.»

Good groundwork is essential before starting construction.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foundationبنیاد

رایج. وقتی منظور پایه فیزیکی یا مفهومی باشد قابل جایگزینی است — مثلا بنیاد ساختمان یا ایده. برای کارهای تمام شده یا جزئیات مناسب نیست. گسترده کاربرد دارد.

Common. Interchangeable when meaning the physical or conceptual basis for something — 'foundation of a building' or 'foundation of an idea'. Not for finished work or detailed tasks. Used broadly.

baseپایه

رایج. در مواردی که به چیزی اشاره دارد که حمایت یا زیرساخت است می‌تواند جایگزین groundwork شود. رسمی‌تر از foundation نیست. معمولا در پشتیبانی فیزیکی یا انتزاعی به کار می‌رود.

Common. Can replace groundwork in contexts referring to something that supports or underlies. Less formal than 'foundation'. Often used for physical or abstract supports.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000