بازگشت

haggling

hag·gling/ˈhæɡlɪŋ/
verb (فعل)common
past (گذشته): haggledpast participle (مفعولی): haggled-ing (حال): haggling3rd (سوم): haggles
چانه‌زنیمذاکره بر سر قیمت

مذاکره یا چانه‌زنی برای قیمت چیزی، معمولاً با پافشاری.

Negotiating or bargaining over the price of something, often persistently.

«آنها بر سر قیمت ماشین چانه می‌زدند.»

They were haggling over the price of the car.

«چانه زدن در بازار انتظار می‌رود.»

Haggling is expected in the market.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bargainingمذاکره

رایج. تقریباً هم‌معنی برای چانه زدن بر سر قیمت.

Common. Nearly synonymous with haggling for prices.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000