hammer-headed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ham·mer-head·ed/ˈhæmər ˌhɛdɪd/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more hammer-headedsuperlative (عالی): most hammer-headed

صفت — چکش‌سر

چکش‌سردارای سر چکشی

سری پهن و دوطرفه شبیه چکش داشتن را توصیف می‌کند.

Having a head shaped like a hammer, especially like that of a hammerhead shark.

«یک کوسهٔ چکش‌سر از زیر قایق گذشت.»

A hammer-headed shark passed beneath the boat.

«آن ماهی چکش‌سر چشم‌های دور از هم دارد.»

The hammer-headed fish has wide-set eyes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000