hard telling, not knowing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hard tell·ing, not know·ing/hɑrd ˈtɛlɪŋ nɑt ˈnoʊɪŋ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بدون دانستن نمی‌شود گفت

بدون دانستن نمی‌شود گفتمعلوم نیست

برای گفتن اینکه بدون اطلاعات لازم نمی‌توان دربارهٔ چیزی نظر داد به کار می‌رود.

Used to say that it is impossible to tell something because the necessary information is unknown.

«بدون دانستن اینکه اول چه شد، نمی‌شود گفت.»

Hard telling, not knowing what happened first.

«چون برنامه‌هایشان را نمی‌دانیم، نمی‌شود نظر داد.»

It's hard telling, not knowing their plans.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000