haughty

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hau·gh·ty/ˈhɔːti/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): haughtiersuperlative (عالی): haughtiest

صفت — متکبر

متکبرمغرورخودبین

داشتن رفتاری از روی خودبرتربینی و تحقیرآمیز؛ متکبر و مغرور.

Arrogantly superior and disdainful.

«رفتار متکبرانه‌اش او را نامحبوب کرد.»

Her haughty attitude made her unpopular.

«او نگاهی مغرورانه به گارسون انداخت.»

He gave a haughty stare at the waiter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
arrogantمتکبر و گستاخ (در رفتار، گفتار یا ظاهر فردی که احساس برتری می‌کند.) تعریف در مورد کسی که خود را برتر از دیگران می‌داند و به این دلیل آنها را نادیده می‌گیرد یا با آنها با بی‌احترامی رفتار می‌کند. مثال: مدیر عامل جدید نگاهی مغرورانه به کارمندانش انداخت. رفتارش نشان از غرور و خودبرتربینی داشت و گمان می‌کرد که هر آنچه بگوید، باید بدون چون و چرا اجرا شود. ترجمه تحت اللفظی: The new CEO cast an arrogant look at his employees. His behavior showed pride and self-importance, and he thought that whatever he said should be implemented without question. ترجمه بهتر: مدیر عامل جدید با نگاهی از بالا به کارمندانش نگریست. رفتارش نشان از تکبر و خودبرتربینی داشت و گمان می‌کرد هر آنچه بگوید، باید بی‌چون و چرا اجرا شود. او به دلیل داشتن پول و ارتباطات، به شدت متکبر بود. ترجمه تحت اللفظی: He was very arrogant because of his money and connections. ترجمه بهتر: او به دلیل پول و ارتباطاتش بسیار متکبر بود. او برای همه توضیح می‌داد که چقدر باهوش است که واقعاً متکبر است. ترجمه تحت اللفظی: He explains to everyone how smart he is, which is really arrogant. ترجمه بهتر: او برای همه توضیح می‌دهد که چقدر باهوش است، که واقعاً تکبرآمیز است. کلمه arrogant برای توصیف افراد یا رفتارهایی استفاده می‌شود که نشان‌دهنده غرور بیش از حد و احساس برتری است. این کلمه به معنای خودبینی، گستاخی و بی‌اعتنایی به دیگران است و می‌تواند به دلیل موقعیت اجتماعی، ثروت یا هوش فرد باشد. مثال: She made some arrogant remarks about her rivals. (او سخنان متکبرانه‌ای درباره رقبایش بیان کرد.)
superciliousمتکبرانه (رفتاری که نشان می‌دهد فردی خود را بهتر از دیگران می‌داند.) تعریف در مورد رفتاری از روی خودبرتربینی و تحقیرآمیز. مثال: مرد ثروتمند نگاهی متکبرانه به کارگرانش انداخت. این نگاه او به گونه‌ای بود که انگار خود را فراتر از آن‌ها می‌داند و ارزش کمی برایشان قائل است. ترجمه تحت اللفظی: The rich man cast a supercilious glance at his workers. His look was as if he considered himself superior to them and valued them little. ترجمه بهتر: مرد ثروتمند با نگاهی از بالا به کارگرانش نگریست. نگاهش به گونه‌ای بود که انگار خود را برتر از آن‌ها می‌داند و برایشان ارزش کمی قائل است. او با لبخندی متکبرانه پاسخ داد و این نشان می‌دهد که به خودش مطمئن است. ترجمه تحت اللفظی: He replied with a supercilious smile, indicating he was confident. ترجمه بهتر: او با لبخندی از روی تکبر پاسخ داد، که نشان از اطمینان به خودش داشت. کلمه supercilious یک صفت رسمی‌تر و ادبی‌تر برای توصیف رفتاری است که نشان‌دهنده غرور و تحقیر دیگران است. این کلمه اغلب به معنای نمایش آشکار احساس برتری و بی‌اعتنایی به کسانی است که از نظر فرد، پایین‌تر محسوب می‌شوند. مثال: The supercilious waiter looked down his nose at us. (پیشخدمت متکبر با بی‌اعتنایی به ما نگاه کرد.)
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000