have got

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv ɡɑt/
1phrase (عبارت)common

عبارت — داشتن

داشتندر اختیار داشتن

چیزی را داشتن یا در اختیار داشتن؛ به‌ویژه در گفتار انگلیسی و آمریکایی رایج است.

To have or possess something; especially common in informal British and American speech.

«من ظهر جلسه دارم.»

I have got a meeting at noon.

«آن‌ها یک آپارتمان کوچک دارند.»

They have got a small apartment.

2phrase (عبارت)common

عبارت — به دست آوردن

به دست آوردندریافت کردن

چیزی را به دست آورده یا دریافت کرده بودن، با تأکید بر نتیجهٔ انجام‌شده.

To have obtained or received something, often with emphasis on the completed result.

«بالاخره بلیت‌ها را گرفته‌ایم.»

We have got the tickets at last.

«پیامت را دریافت کرده‌ام.»

I have got your message.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000